منصور حلاج آن نهنگ دریا

کز پنبهٔ تن دانهٔ جان کرد جدا

روزیکه انا الحق به زبان می‌آورد

منصور کجا بود؟ خدا بود خدا



در کعبه اگر دل سوی غیرست ترا

طاعت همه فسق و کعبه دیرست ترا

ور دل به خدا و ساکن میکده‌ای

می نوش که عاقبت بخیرست ترا



هر چند بطاعت تو عصیان و خطاست

زین غم نکشی که گشتن چرخ بلاست

گر خسته‌ای از کثرت طغیان گناه

مندیش که ناخدای این بحر خداست

 

 

ای برهمن آن عذار چون لاله پرست

رخسار نگار چارده ساله پرست

گر چشم خدای بین نداری باری

خورشید پرست شو نه گوساله پرست

"ابوسعید ابوالخیر"

  • ---- ----- برچسب ها: ابوسعید ابوالخیر، ابوالخیر، شعر، خدا،  
  • دنبالک ها: گنجور،